تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان محیط زیست سبزوار

وبلاگ دانشجویان محیط زیست سبزوار
 
مطالعات شخصی پیرامون مسائل اکولوژی و محیط زیست

Kinds of Evolutions

1- Coevolution


(هم تکاملی)

تغییردرترکیب ژنثیکی یک گونه (یا گروه) ،در جواب به یک تغییر ژنتیکی در گونه دیگری میباشد.در یک نگاه اجمالی ممکن است اینطور تصور شود که، هم تکاملی، همه چیز را در بر می گیرد.این فرض ممکن است از این حقیقت که همه موجودات زنده باهم در تعاملند واحتمالأ تکاملشان به طرقی برهم تاثیر میگذارد نشأت گرفته باشد.
 اصطلاح هم تکاملی، برای توصیف مواردی که دویا چند گونه بطور متقابل تکامل همدیگر را تحت تاثیر قرار میدهند استفاده میشود برای مثال یک تغییر تکاملی در مورفولوژی یک گیاه ممکن است مورفولوژی گیاهخواری که از آن گیاه تغذیه میکند را تحت تاثیر قرار دهد که در نتیجه تکامل ایندو تحت تاثیرهمدیگر قرار میگیرد.

احتمالأ زمانیکه گونه های مختلف برهمکنشهای اکولوژیکی نزدیکی با یکدیگر دارند، هم تکاملی رخ می دهد. این روابط اکولوژیکی عبارتند از :

1.      شکارچی/شکار و انگل/میزبان

2.       (Competitive ) 2.گونه های رقابتی

3.      (Mutualistic)3.گونه های همزیست

هم تکاملی روشهای گوناگونی دارد.در برخی از موارد،کاملأ اختصاصی است.مثلأ بین دو فعالیت سلولی؛ کلرپلاست ومیتوکندری زمانی بصورت تک سلولی وآزاد زندگی می کردند،بعدأ وارد سیتوپلاسم سلولهای دیگر شدند.(مثالی از ) endosymbiosis پدیده

روش دیگر شامل برهمکنش رقابتی بین دو گونه ویژه می باشد.یک مثال خوب می باشد مطالعه روی

 دوگونه از این سمندر که شدیدأ باهم رقابت می کنند.

(اگر میزان جمعیت هر گونه کاهش یابد،گونه دیگر جمعیتش افزایش می یابد) در اینجا هم یک برهمکنش دوجانبه بین دوگونه وجود دارد.

گیاهان وحشرات نمونه های کلاسیکی از هم تکاملی را نشان می دهند.بسیاری از گیاهان و گرده افشانهایشان کاملأ به هم وابسته ومنطبقند وروابطشان بسیار منحصر به فرد است وزیست شناسان این جوربودن را در نتیجه فرایند هم تکاملی میدانند.(coevolution)

http://www.geocities.jp/sugiuraaruigus/endemicbees.gif

 :

2- Convergent

(تکامل همگرا)

تکامل سازگار ساختارهای به ظاهر مشابه مثل بال پرندگان وحشرات،در گونه های نامرتبط ،که در معرض محیط های یکسان قرار دارند.(تکامل همگرا). دانشمندان علم سیستماتیک در تلاشند تا بوسیله بررسی شباهتهای بین موجودات زنده،ارتباطات تکاملی ایجاد کنند.اما متأسفانه، همه شباهتها از یک جد مشترک به ارث نمی رسند.اگر گونه ها دارای نقشهای اکولوژیکی وانتخاب طبیعی یکسان باشند، که به شکل سازگاریهای مشابه وقابل مقایسه درآمده باشد،هرچند از شاخه های تکاملی مختلفی باشند، ولی ممکن است شبیه به هم به نظر برسند.این را تکامل همگرا می نامند و تشابه در نتیجه همگرایی را آنالوگی گویند.

در علوم طبیعی ؛تکامل همگرا،به موجودات زنده ای که رابطه نزدیکی باهم ندارند،مربوط می شود که هر کدام مستقلأ صفات مشابهی کسب می کنند درحالیکه در اکوسیستم های جدا یا گاهأ مختلفی قرار می گیرند.

 مثال:

http://www.biog1105-1106.org/demos/106/unit08/media/convergence.jpg

 : تکامل همگرا در مهره داران

تحت تنشها وفشارهای محیطی مشابه،ممکن است موجودات زنده ایکه به ظاهر شبیه یکدیگرند،ولی از اجداد مختلفی میباشند، پدیدار شوند.

همگرایی در فرم بدن مهره داران :

http://cas.bellarmine.edu/tietjen/Evolution/Charley/Converge36.gif

 

3- Parallel

* تکامل صفات مشابه در گروههای مختلف موجودات زنده.

* شبیه بودن به یا آنالوگ بودن با:ادعا شده است که تکامل جنینی نمونه ای از تکامل موازی گونه ها می باشد.

(تکامل همسو)Parallel evolution*

 تکامل مستقل صفات مشابه می باشد که از یک نقطه اجدادی مشابه، در نتیجه محیط های یکسان یا فشارهای دیگرتکاملی شروع می شود.غالبأ این حالت در اجدادی که دارای ارتباط نزدیکی هستند می باشد، جایی که چندین گونه به طرق یکسان، به تنشهای محیطی، پاسخ مشابه می دهند.

* تکامل گروههایی که بطور جغرافیایی جدانشده اند ودارای شباهتهای فیزیکی هستند.یک مثال برجسته،شباهت بین پستانداران مارسوپیال استرالیا وپستانداران جفت دار،درجایی دیگر می باشد که هرچند مسیرهای تکاملی جداگانه ای دارند ولی فرمهای مشابه قابل توجهی دارند

4- Divergent

( تکامل واگرا)

 * فرایندی که طی آن یک گونه به دو یا چند زاده یا اشکال متفاوت درمی آید، همچنین روند ردیابی(دنبال کردن) دو یا چند گونه به عقب،برای رسیدن به یک جد مشترک را گویند.

 * انبوهی از اختلافات بین گروهها،که می تواند منجر به تشکیل یک گونه جدید شود،که معمولأ در نتیجه انتشار گونه های یکسانی که با محیط های متفاوتی سازگار شده اند، می باشد. یعنی در این گونه جدید جهش های ویژه مفیدی ایجاد شده که منجر به انتخاب طبیعی آنها گردیده است.

* نوعی تغییر تکاملی ا ست که منجر به افزایش اختلافات مورفولوژیکی بین اجداد اولیه که به هم شبیه بودند، می شود.

 روندی که طی آن دو گونه برای سازگاری بیشتر با محیطشان از صفاتی که از یک جد مشترک گرفته اند، دور می شوند.

به عنوان مثال اگر تنوع بین گونه های پرندگان را تصور کنیم؛اردکها ،مرغ مگس خوار،شتر مرغ و پنگوئن،همه از یک گونه پرنده اجدادی نشأت گرفته اند و تا این زمان،همه آنها به خاطر سازگار شدن با محیط های خاص خود، ویژگیهای خاصی یافته اند که در نهایت منجر به دور شدن آنها از همدیگر شده است.

تکامل واگرا می تواند برای تشخیص صفات، در بیولوژی ملکولی بکار برده شود،مثلأ از تکامل واگرا می توان برای ژنها و پروتئینها استفاده کرد،مثل توالی های نوکلئوتیدی و پروتئینی که از دو یا چند ژن همولوگ مشتق شده اند.هم ژنهای ارتولوگ(که نتیجه روند گونه زایی می باشند) و هم ژنهای پارالوگ (که نتیجه همانندسازی ژنی درون یک جمعیت می باشند) تکامل واگرا را نشان می دهند. ممکن است تکامل واگرا به علت دومی (ژنهای پارالوگ)، بین دو ژن در یک گونه رخ دهد.


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 توسط زهرا بنجخی

فهرست منابع کنکورارشد

ارزش انسان به اندازه همت اوست موفق باشید.

ارزیابی (کتاب):

شالوده آمایش سرزمین تالیف دکتر مخدوم

دکتر مخدوم GIS

ارزیابی (جزوه)

ارزیابی سفیانیان اصفهان، ارزیابی د.مخدوم تهران ، ارزیابی ماهینی گرگان ،ارزیابی محیط زیست د.ثابت رفتار گیلان وسنجش تکمیلی

 

اکولوژی(کتاب)

بومشناسی تالیف کربز،ترجمه د.وهاب زاده ،انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد ، قیمت 28000 تومان

بومشناسی ومدیریت حیات وحش تالیف گرام کالی ، ترجمه دمنصور مصداقی،جهاد دانشگاهی تهران، ق5500

مقدمه ای بر اکولوژی رفتار ،تالیف کربز ،ت.د. وهاب زاده، ج.د.تهران ،ق5500

اکولوژی تالیف اردکانی ،ج.د.تهران،ق4800

اکولوژی( جزوه)

بومشناسی د. کابلی دانشگاه تهران، بومشناسی د.کرمی د.تهران ،زیست شناسی حفاظت اصفهان ،بومشناسی و فنون مدیریت د.وارسته گرگان، اکولوژی ملکیان اصفهان،فنون ومبانی مدیریت حیات وحش د.کیابی و سنجش تکمیلی

 

 

بیولوژی (کتاب)

کلیات پرندگان ایران تالیف جمشید منصوری وپرندگان خاورمیانه ق ۲۱۰۰۰

کلیات پستانداران ایران تالیف جمشید منصوری ۹۰۰۰ق

بیولوژی( جزوه)

بیولوژی(پستانداران وپرندگان) د. کابلی د.تهران (بسیار کامل) ،بیولوژی حیوانات شکاری( پرنده وپستاندار) د. همامی اصفهان ، بیولوژی د. علیزاده، بیولوژی د. وارسته گرگان وسنجش تکمیلی

 

 

آلودگی (کتاب)

آلودگی محیط زیست تالیف د. مجید افیونی ق5500

آلودگی (جزوه)

الودگی د. میر غفاری اصفهان؛آلودگی د. خراسانی تهران وسنجش تکمیلی

 

شناخت محیط زیست (کتاب)

شناخت محیط زیست (زمین سیاره زنده) تالیف ادوارد کلر ، ت.د.وهاب زاده،ج.د.مشهد ،ق8000

زیستن در مخیط زیست ت.د.مخدوم ، انتشرات دانشگاه تهران ،ق 5200

مبانی محیط زیست تالیف کنت وات ،ت.د. وهاب زاده ق4500

شناخت (جزوه)

شناخت د. خراسانی تهران وسنجش تکمیلی

 

انگلیسی تخصصی محیط زیست تالیف د. جعفر نوری ق 5500

مجموعه سوالهای تستی کارشناسی ارشد مهندسی منابع طبیعی -محیط زیست (پردازش ،خانیران ،بناگر)

 

 چون قیمت کتابارو از من خواسته بودید به صورت تقریبی  وبز اساس قیمت های پارسال نوشتم در ضمن در مورد جزوه ها اینکه حتما سعی کنید جزوه های همون سال اساتیدی را که طراح سوالن گیر بیارید

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1391 توسط زهرا بنجخی

یک گام بالاتر از آنچه که فکر میکردیم تا کنون در موردش خوب میدانیم

بحث گونه یکی از پر چالش ترین ،بحث انگیز ترین وقدیمی ترین مفاهیم در زیست شناسی است که برای رده بندی ،منظم کردن وگروه بندی موجودات زنده به کار می رود به طوری که بشود آنها را از هم متمایز کرد اما انتخاب مجموعه ای به نام گونه مشکلی است که هنوز کاملا حل نشده است

مکتب کلیدیسم

اجازه بدین قبل از اینکه وارد بحث کلیدیسم بشیم تعریف های قبلی خودمون از گونه را مروری کنیم که به ترتیب مطرح شده، حدود 23 تعریف از گونه ارائه شده که سعی میشه به هممترهاش اشاره بشه

1-معیار مرفولوژیک گونه

به بیان ساده میگه افرادی که همشکل باشند. البته اینجا نیاز داریم حتما یه نمونه تیپیک از اون گونه داشته باشیم تا اگه نمونه ای پیدا بشه با اون مقایسه بشه ولی یکمی خنده داره فکر کنید نمونه تیپیک ما یکمی پاهاش مشکل داشته باشه وما متوجه نباشیم اون وقت به خیال خودمون که چون نمونه ما متفاوته پس یه گونه جدید پیدا کردیم البته این یه شوخی بود برای درک بهتر چرا که در نواحی مختلف ذهنیت وچشم افراد برای دیدن گونه متفاوت است این که بشه دوتا گونه همسایه را از هم جدا کرد کاملا ذهنی وبستگی به قضاوت افراد دارد ودرجه تفاوت وشباهتو افراد معلوم میکنند میدونیداینجوری میشه یه عالمه گونه کشف کرد پس خیلی قابل اعتماد نیست

2-معیارز یستی (تولید مثلی) گونه

طبق این تعریف گونه مجموعه ای از موجودات زنده است که قابلیت زادآوری باهم را به صورت بالقوه والبته در شرایط طبیعی ونه اسارت دارندوفرزندان زایا بوجود می آورند که باز این تعریف جامعتریه ولی بازم بی نقص نیست چون هم کاربرد سخت وزمانبری داره وهم جانور محوره وعالم بزرگ تک یاختگان وگیاهان را در نظر نمیگیره حتی تو عالم جانوری هم گونه هایی که پراکندگی وسیع وگسترده ای دارند این تعریف براشون کاربردی نداره ؛ همینطور برا جانوران فسیل شده هم حرفی نداره پس این تعریف هم جامع ومانع نیست

3-معیار اکولوژیکی گونه

افرادی که دارای نیچ اکولوژیکی مشابه باشند وعکس العمل آنها به محرکها یکی باشه در یه گونه جای میگیرند به نظرتون منطقیه؟؟؟؟؟؟

4-معیار دیرینه شناسی گونه...

میدونم تا اینجا تکراری بود

 مکتب کلیدیسم (فلاژنی)گونه که تا حدودی کاملتر از بقیه تعاریف است

یک کلید به مجموعه ای از موجودات گفته میشه که دارای تبار اولیه و منشاء اولیه هستند ودیگه شامل یه گونه نمیشه وممکنه حتی چندین گونه را در بر بگیرد حتی به رده وشاخه هم برمیگردد فقط مهم اینکه همه ی این گونه ها در یک نقطه مشترک به هم برسن که این نقطهمشترک را با تمام ترمینالهاش یک کلید میگن اصلا تو این جور مطالعه ها دیگه گونه مفهوم نداره که سه نوع کلید داریم

مونو فایلتیک:گروهی که تمام افرادش به همان نقطه مشترک ختم میشه وهمه تک نیا هستند

پلی فایلتیک:گونه ای در آن کلید به چشم میخورد که به نیای مشترک بر نمیگردد وفقط بر اساس شباهت ظاهری واشتباها در آن کلید جای گرفته که باید آن کلید شکسته شود واون گونه اشتباهی از آن جدا بشه

پارا فایلتیک:برعکس پلی فایلتیک است یعنی یه رده یا گونه حتما باید تو کلید مورد نظر باشند ولی اشتباها تو کلیدی جداگانه دسته بندی شدند مثال بارز آن پرندگان است که باید تو کلید خزنده قرار بگیره درصورتی که ما اونو جداگانه فرض میکنیم اصلا پرنده وخزنده یکی هستند وتک نیا هستند وما همیشه تو مطالعاتمون این دو را مقوله ای جدا از هم فرض میکنیم تو این مکتب پستانداران کلیدی واقعی هستند همچنین انسان به تنهایی یک کلید جداگانه است

راستش برا خودم همیشه سوال بود که چرا باید واحد تاکسونومیک گونه فرض بشه درخت تبار زایشی رو در نظر بگیرید مثل اینکه ما طول یه شاخه از درختو بذاریم کنار وفقط بخوایم از نوک آن شاخه اطلاعات جامعی از گونه به دست بیاریم وبه نظرم اینطوری خیلی از اطلاعات فیلتر میشه به نظر من که اگه قراره یه مطالعه خوب وجامعی در مورد یه گونه داشته باشیم خوبه که یه نگاهی به مجموعه کلید اون گونه ها بندازیم تا اینطوری کاملتر به گونه بپردازیم یعنی کل شاخرو در نظر بگیریم

این مکتب با این که یه چند سالی بیشتر نیست که مطرح شده ولی طرفداران زیادی داره ولی با این وجود مخالفاش میگن زیاد جالب نیست که برای یه مطالعه مرتب به منشاء اولیه برگشت شرمنده اگه مطلب گویا نبود.


نوشته شده در تاريخ شنبه دوم اردیبهشت 1391 توسط زهرا بنجخی

درباره کتاب سوسیوبیولوژی

کتاب سوسیوبیولوژی: تلفیق نوین تالیف برجسته و مدح شده ادوارد ویلسون است. آن گونه که در بیوگرافی مولف آمده، نه تنها او دارای وجاهت و جایگاه بالایی در رشته زیست شناسی است(چنانچه گفته شده بسیاری او را داروین قرن می نامند) بلکه کتاب او نیز از سوی انجمن بین المللی رفتارشناسان کتاب قرن نامیده شده است.

موضوع کتاب بررسی ویژگی های اجتماعی موجودات زنده است. به عبارت بهتر، این رشته علمی می کوشد تا بنیادهای زیست شناسی رفتارها و خصلت اجتماعی موجودات زنده را کشف کند. از این رو، کتاب ویلسون در بخش دوم خود شامل طیفی از موجودات زنده است که از حشرات و بی مهرگان کلنی زی نظیر مرجان ها شروع می شود و به انسان ختم می شود.
کتاب بر نظریه تکامل بنیاد یافته است. از نظر ویلسون شرایط محیطی به عنوان عاملی عمل می کند که بر بسامد ژن های مختلف یک گونه تاثیر می گذارد؛ برخی ژن ها قابلیت سازگاری محیطی بیشتری دارند و لذا بیشتر باقی می مانند و امکان تولید مثل و تکثیر بالاتری دارند، و در مقابل برخی از دیگر ژن ها که با شرایط محیطی کمتر سازگارند، بسامدشان کم می شود. تکامل هم به همین معنا تعریف می شود: تغییر بسامد ژن ها در جمعیت یک گونه. بنابراین، همانگونه که خصوصیات فیزیکی افراد یک نوع تحت تاثیر قانون تکامل شکل گرفته و می گیرد، ویلسون مدعی است که خصلت های اجتماعی گروه ها هم تحت همین قاعده تکاملی قرار می گیرد. از این رو، آن خصلت های اجتماعی ژنتیکی که باعث افزایش بقای دارنده آن ژن می شود، باقی می ماند. بنابراین، چنانچه پیداست، در اینجا زمانی که صحبت از خصایل رفتاری می شود، این خصایل به عنوان اموری غریزی و ژنتیکی در نظر گرفته می شود- خواه در حشرات و خواه در انسان. نکته مهم در همین جاست: از نظر ویلسون و بلکه زیست شناسی اجتماعی، خصوصیات رفتاری دیرپایی نظیر فداکاری، علایق خویشاوندی و نظایر آن در انسان دارای منشاء های ژنتیکی هستند و بدین خاطر در نهاد انسان ها وجود دارند که باعث بقای بیشتر ژن انسانی در محیط می شوند.
اصل ضمنی دیگری نیز در این حوزه وجود دارد و آن اولویت ژن بر فرد است. در واقع، ویلسون نیز این قاعده را دنبال می کند که آنچه اصالت دارد و تعیین کننده است، حفظ ژن- یا به عبارت دیگر بقای نوع- است و نه فرد. از همین رو است که بعضا در افراد یک گونه گرایش هایی به سوی نابودی فردی خود به سود دیگران یا اجتماع وجود دارد؛ به ویژه ویلسون انتخاب گروهی و فداکاری را از همین زاویه تحلیل می کند و حتی می کوشد تا بر اساس احتمال بقای ژنتیکی فرد، نشان دهد که فرد یک گونه برای کدامین افراد از افراد گونه خود گرایش به فداکاری دارد: پدر، مادر یا خواهران. مثلا او نشان می دهد که از آنجا برای نوعی از مورچه ها، در صورت نگهداری از خواهران خود، بسامد ژنی آنها بیشتر تکثیر می شود تا فرزند آوری، آنها از تولید مثل حذر می کنند.
یک بخش جذاب دیگر این کتاب، فصلی است که ویلسون به انواع ارتباطات بین فردی در گونه ها می پردازد و هر یک از این شیوه ها را مورد بررسی و سنجش قرار می دهد. او از ارتباطات بویایی که بیشتر در حشرات و کمتر در جانوران وجود دارد شروع می کند تا به ارتباطات شنیداری و دیداری می رسد. در حالی که علایم ارتباطی بویایی ماندگاری بیشتری دارند و مثلا در گربه ها برای مشخص کردن حوزه قلمرو به کار می روند، اما علایم دیداری و شنیداری تنوع بیشتری دارند و بیت های اطلاعاتی بیشتری را منتقل می کنند.
به طور کلی بخش اول کتاب تقریبا به دوازده خصلت اجتماعی از دیدگاه سوسیوبیولوژی می پردازد که شامل انتخاب گروهی و فداکاری، مسایل جمعیتی گونه، ارتباطات، فاصله بندی های اجتماعی، نظام های چیرگی و کاست ها، جنسیت و مراقبت های والدینی می شود. در بخش دوم کتاب، ویلسون این اصول کلی را در مورد آنچه «چهار قله تکامل اجتماعی» می نامد، مورد بررسی قرار داده است. او از بی مهرگان کلنی زی شروع می کند که به عقیده او اوج زندگی اجتماعی را دارند، به طوریکه فردیت به میزان زیادی در مثلا مرجان محو شده است. پس از آن به حشرات اجتماعی با محوریت مورچه ها، واسپ ها، موریانه ها و زنبورها می پردازد. در حوزه جانوران او رفتارها ماهیان را در زمره مهره داران خون سرد بررسی می کند و سپس به پرندگان می پردازد. در پستانداران نیز از سم داران و فیل ها شروع می کند، سپس به بررسی گوشتخواران می پردازد و در نهایت با نگاهی به نخستی های غیر انسان، کتاب را بررسی رفتارها و خصلت های اجتماعی انسان ختم می کند.
کتاب ویلسون- همانطور که خود او متذکر شده است- به ویژه در حوزه زیست شناسی اجتماعی انسان هنوز آغاز راه و گام اول است. او با فتح باب این رشته، بنایی را گذاشته تا با تکمیل و پردازش بیشتر آن بسیاری از خصلت های اجتماعی دیگر موجودات زنده و به ویژه انسان از یک دیدگاه تکاملی و با نظر به قوانین زیست شناسی تبیین شود. با این حال، نباید این نگاه را یک رویکرد تقلیل گرایی جامعه‌شناسی یا رفتارگرایی به زیست شناسی خواند، بلکه تلاشی است برای پیوند بین زیست شناسی با علوم روانی و اجتماعی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 توسط زهرا بنجخی

معاون شرکت آب منطقه ای آذربایجان غربی

یک میلیارد متر مکعب  آب تا پایان سال آبی 91 وارد دریاچه ارومیه میشود

گروه ایران –معاون بهره برداری شرکت آب منطقه ای آذربایجان غربی گفت :یک میلیارد متر مکعب آب تا پایان سال آبی 91 وارد دریاچه ارومیه میشود .جلال الدین ترابی در گفتگو با ایسنا ،افزود :این میزان آب در شرایط نرمال پیش بینی شده است و امکان دارد با توجه به شرایط جوی (میزان بارش ودرجه حرارت) این میزان افزایش یا کاهش یابد .وی اظهار کرد :این میزان آب از محل منابع  آبی رودخانه های استان در حوضه آبی دریاچه ارومیه حاصل شده است که از جمله میتوان به بار اندوز چای ،گرار نقده ،زرینه رود ،سیمینه رود وزولا اشاره کرد .ترابی بیان کرد :از تمامی این رود خانه ها با در نظرگرفتن توانمندیهای رود ها ونیاز های جاری  منطقه  از جمله نیاز کشاورزی ،آب برداشت میشود .وی خاطر نشان کرد :در حال حاضر  در هر 24 ساعت 17تا18 میلیون متر مکعب آب از طریق زرینه رود ،وارد دریاچه ارومیه میشود. 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 توسط زهرا بنجخی

پس دگر بار به عالم هستی بنگر ٬سر انجام چشمانت در جستجوی خلل ونقصان ٬خسته وناتوان به سوی تو باز میگردد (آیه ۴ سوره ملک)

(Apis melifera)رقص شکم جنبان در زنبور عسل هنری فراتر از تصور

اولین بار در 1945 توسط کارل فون فریش آلمانی رمز گشایی شد .وقتی زنبور کارگر جوینده غذا ،منبع غذا را در فاصله ای از کندو کشف میکند و به کندو باز میگردد ،با انجام رقص شکم جنبان ،موقعیت این هدف را به کارگرهای هم کندو نشان میدهد (یه جور پانتومیم) الگوی این رقص شبیه عدد 8 لاتین است که با حرکات جانبی بدن ،تاکید بیشتری بر آن گذاشته میشود . این جنباندنها در نوک شکم از همه شدیدتر ودر سر از همه نا محسوس تر است .همزمان زنبور از طریق مرتعش کردن بالهایش نوعی صدای وز نیز در می آورد .

رفت مستقیم صرفا یک برگردان مینیاتوری از پرواز کندو به سمت هدف است واشاره ای مستقیم به هدف دارد ،یعنی اگر بیرون از کندو ودر سطح افقی بود چگونه حرکت میکرد .(موقعیت خورشید نسبت به رفت مستقیم ،جهت مورد نیاز را تامین میکند ) هرچه فاصله تا کندو بیشتر باشد ،رفت مستقیم بیشتر به طول می انجامد . مثلا در موردتژاد کارولینای زنبور عسل ،اگر رفت مستقیم یک ثانیه طول بکشد ،حاکی از آن است که هدف 500 متر دورتر از کندوست وبرای 2 ثانیه اگر باشد به معنی آن است که فاصله هدف تا کندو 2 کیلو متر است .

 

پیرو ها در طی رقص با شاخکهای گسترده ی خود بدن رقاص را مکررا لمس میکنند که ظرف یک دقیقه برخی از آنها کندو را به طرف هدف ترک میکند وجالب اینکه جستجو به طرز قابل قبولی دقیق است . رقص شکم جنبان زنبور عسل در یک نگاه ظاهری برخی از خصوصیات پیشرفته ی زبان انسانی را داراست اما طراحی پیامهای جداگانه به دلخواه نیست .قواعد عمل به لحاظ ژنتیکی تثبیت شده وهمواره حکم به یک جهت وفاصله ی معین میدهد. به عبارت دیگر با دستکاری پیام ،نمیتوان دسته ی جدید از اطلاعات فراهم کرد. رقص شکم جنبان در زنبور عسل را به یک معنی باید عالیترین مرتبه ی ارتباطات چرایی دانست . به علاوه این روش در فواصلی عمل میکند که از نظر فاصله ، هیچ نوع ارتباطات حیوانی شناخته شده ی دیگر ،احتمالا به جز آواز نهنگ به آن نمیرسد.(صغحه ۳۹و۲۱۱ سوسیو بیولوژی)

یکمی خودمونیتر :

به نظرتون چه ارتباطی بین طراحی خاص شکم زنبور عسل ونور خورشید هست؟

به عبارت دیگه خطوط پهن ویکی در میان سیاه وروشن روی شکم زنبور چه مفهومی داره؟

یا به عبارت دیگه اینکه دوتا رنگ متمایز تاریک وروشن بلافاصله کنار هم قرار میگیرند نشان دهنده ی چه الگویی  در طیف نور است؟

میتونیم بگیم چون زنبورها موقعیت خودشونو با نور خورشید میسنجند ،پس اینجور طراحی فقط پاسخی به نور است . در واقع یک تبدیل اترژی در زنبور صورت میگیرد ،به این صورت که زاویه تابش خورشید و نور بازتاب شده از منبع غذا طیفی از انرژی پتانسیل دربدن زنبور ذخیره میکند که بعدا این انرژی پتانسیل به انرژی جنبشی (رقص) تبدیل میشود که این انرژی جنبشی با لمس کردن دیگر زنبور ها به آنها منتقل میشود واطلاعات به این صورت برای اوتها رمز گشایی میشه.ولی نور نمیتونه تنها عامل سهیم تو این قضیه باشه چون گفته شد هر چه فاصله ی منبع غذا تا کندو بیشتر بشه ، رفت مستقیم بیشتر طول میکشه؛ حال آنکه هر چه فاصله زیادتر بشه انرژی بیشتری صرف میشه و با این حساب باید مدت رقص کوتاهتر بشه، در صورتیکه این عکس قضیه است

شرمنده خیال پرَََدازیهای منو تحمل کردید، هرچند دوست دارم بیشتر وارد جزئیات بشم. سعی میکنم برا سری بعد دلیل اصلیه این قضیه را از اساتید محترم زیست شناسی جویا بشم و براتون بنویسم .

به چه چیز اندیشیدن مهم است ٬اما شاید چگونه اندیشیدن از آن هم مهمتر باشد.


نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم فروردین 1391 توسط زهرا بنجخی

:درباره ی کربز

درجوانی به کاوشهای قطبی علاقمند شدم وهر آنچه کتاب در مورد قطب در کتابخانه بود خواندم .پس از گرفتن دکترا روی جونده ی قطبی لیمینگ به دانشگاه برکلی رفتم تا یک بورس فوق دکترا را با فرانک پیتلکا بگذرانم.در حال حاضر به عنوان استاد جانور شناسی در دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکوور مشغول به کارم وعلاوه بر تدریس پژوهشهای گسترده ای روی جمعیت جوندگان در شمال کانادا ،ایالات متحده واسترالیا داشته وسعی کرده ام سا زوکار موجود در پس نوسانات جمعیت این حیوانات را بشناسم .تاکنون سه کتاب درسی در بومشناسی نوشته ام :از جمله بوم شناسی ،تجزیه وتحلیل تجربی توزیع وفراوانی واسلوب شناسی بوم شناختی

اکنون برای آگاهی از مسا ئل پیش روی انسان در تامین ونگهداری محیطش دانستن بومشناسی یک ضرورت است .اگر دانستید که جهان طبیعت چگونه کار میکند در موقعیت بهتری خواهید بود واندیشه ی شما از وجدان بومشناختی الهام خواهد گرفت

کتاب تجزیه وتحلیل تجربی توزیع وفراوانی:

هر فصل از کتاب با مجموعه ای از پرسشها ومسائل به پایان میرسد که به گونه ای طراحی شده که شما را به تفکر در آن مورد وا میدارد. علم یک تلاش انسانی است و دانشمندانی که بومشناسی را بر پا داشته ویا اکنون در ساخت آن شریکند خود شخصیتهای جالب ودر خور توجهی هستند که شناخت بهتر آنان اهمیت دارد به همین خاطر سعی شده با افزودن عکس بومشناسان معروف در هر فصل بر تحولات تاریخی بومشناسی تاکید ورزم .بومشناسان چنانچه در یک گام به عقب از منظر تکاملی به نظامهای بوشناختی بنگرند برایشان سودمند است چرا که در غیر اینصورت قادر به درک انتخاب طبیعی نخواهند شد

نکته ی کانونی در مورد بسیاری از تفکرات بومشناختی بایستی آن باشد که "پیامد های عملی این ایده کدامند".این کتاب تلاش شخصی من در طرح بومشناسی مدرن به عنوان یک مضمون جالب وپویا است .این کتاب نه یک دایرة المعا رف بوشناسی بلکه مقدمه ای بر مسائل آن است.دانشجویان برای درک مسائل بومشناختی نیازمند داشتن پیش زمینه ای درزیست شناسی وریا ضیات اتد.آنان خواهند دید که بدون دانستن ریاضیات نیز میتوان بومشناسی را فهمید،اما شرط فرا رفتن از سا ده ترین سطح تجزیه وتحلیل آن است که ریاضی بدانند. دانشجویانی که نتوانند مسیر ریاضی آن را تعقیب کنند با استفاده از گرافها میتوانند اساس مطلب را دریابند.مسائل بومشناسی را یک زیست شناس حل میکند نه یک ریاضیدان.

همه مسا ئل بومشناختی حل نشده اند و برای حل بسیاری از آنها کوشش آغاز شده و من برای بسیاری از آنچه را که در اینجا طرح کرده ام پاسخی ندارم . بحث وجدل در بومشناسی معمول است وبخش مهمی از تربیت بومشناسی مشارکت در همین مباحثا ت است.مباحثه ومجا دله نشانه ضعف یک علم نیست وبرای درک این مباحثه ها باید چهارچوب آنها را شناخت و دانست که برای حل آنها چه نوع مشاهداتی ضرورت دارد.باید بین سیاست وعلوم محیط زیست و از جمله بومشناسی حلقه های پسخور به طور مرتب برقرار بماند

یک بومشناسی خوب یک بومشناسی کمی ومقداری است

پیشرفت در حل مسائل بومشناسی هنگامی پیش می آید که از روشهای تجربی استفاده شود عا دت به طرح این پرسش که "با کدام آزمایش میتوان به این پرسش جواب داد ؟"در حکم اساسی ترین وجه روش علمی است که دانشجویان بایستی آن را در خود بپرورند.تلاش شده که اصطلاحات فنی در حداقل مقدارش در این کتاب باشد،نبایستی برچسب زدن با واژه ها را با درک واقعی اشتباه گرفت وهرچه ساده تر نوشت. شاید حاصل عمر حرفه ای یک فرد تنها به صورت یکی دو جمله در کتابی خلاصه شود وما بومشناسان چنان وامدار اجداد اندیشگی خود هستیم که از عهده ادای دین خود بر نمی آییم


نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم اسفند 1390 توسط زهرا بنجخی

خداست که آسمانها را بیستون برافراشت او عالم رابانظامی محکم وآیات قدرت را بادلایل مفصل منظم  ساخت تا شما به ملاقات پروردگار خود یقین کنید .

سلام خدمت دانش پژوهان عزیز ،بنجخی هستم رایتر جدید وبلاگ ،از آقای یوسفی به خاطر فرصتی که در اختیار من قراردادند تشکر میکنم هرچند کار آسونی نیست .هدف من از این وبلاگ اینکه خیلی صریح وروشن به مسائل اکولوژیک پرداخته بشه وبتونیم از نزدیک با این رویکردها آشنا بشیم  هرچند جایگاه اصلیه چنین پرسشهایی میزگردهای دانشجویی است که جای خالیه اونها به شدت احساس میشه که این شکاف شاید به خاطر خوب مفهوم نشدن ویا اصلا مفهوم نشدن این درسه .

منابع این مسائل  شامل کتاب های کربز ،سوسیوبیولوژی ،رفتاروبوم شناسی  مهره داران  میباشد .هدف گسترش دیدگاههاست از شما خواهش میکنم که دوستانه وآزاد مسائلی که براتون پیش میاد رو عنوان کنید تابتونیم اونارو به بحث بذاریم اساس این وبلاگ بر اساس پرسش وپاسخه وخروجی آن تحت تاثیر نظرات شما جمع بندی توسط صاحب نظران است   من سعی کردم فرضیات را با رنگ آبی بنویسم تا از اصول متمایز بشه وشما بهتر تصمیم بگیرید .

صفحه 143 از کتاب کربز :

قانون هنسکی چیه ؟

آیا  اگر یک گونه از نظر تعداد در حال کاهشه،  وسعت قلمرو آن گونه هم در حال کاهش است یا بالعکس اگر یک گونه در حال زیاد شدن است به سطح بیشتری  از منابع وغذا احتیاج داره ؟قانون هنسکی همین رابطه مثبت بین تعداد وافزایش وسعت قلمرو گونه است ،براون این مدل را توجیه کردو گفت اگر گونه  بتونه از طیف وسیعی از منابع استفاده کنه ،گستره ی وسیع وفراوانی بالا خواهد داشت   

چراا بهترین داده ها  در رابطه این  موضوع از تخمین جمعیت پرنده به دست  می آید ؟ آیا میتونیم بگیم چون  پرنده  دارای  پراکنش منظمه به بیشترین فضا برا وسعت قلمروش احتیاج داره؟ 

آیا  رابطه  بین (زیاد شدن فراوانی _زیاد شدن توزیع)همیشه درسته؟ باید بگم که این رابطه تقریبا در همه ی موارد صحیح است  اما استثنائاتی هم دارد  مثلا در بررسی هایی که روی دو گونه  چکاوک  علفزار  شرقی وکلاغک  معمولی  آمریکای شمالی انجام شد متوجه شدند که این رابطه برای چکاوک مثبته  یعنی همونطور که تعداد در حال کم شدن بود وسعت قلمرو گونه هم در حال کاهش بود اما برای کلاغک معمولی این رابطه منفی وبر عکس بودیعنی با کم شدن تعداد ،وسعت قلمرو گونه زیاد شد

د

   دلیل این قضیه هنوز شناخته شده نیست  به نظر شما دلیل این تفاوت چیه؟آیا میتونیم اونرو به رابطه ی همبستگیه بین افراد گونه ورژیم غذایی این دو گونه ربط داد ؟همبتگی بین افراد در چکاوک علفزار  یعنی اینکه افراد تا چه حد به هم وابستن  که به اونها اجازه داده نمیشه  از هم بیشترین  فاصلرو بگیرند ،اما این همبستگی در کلاغک معمولی کمتر است یا اینکه رژیم غذایی این دو گونه امکان چگونگی پراکنش به آنها رامیدهد.  مثلا کلاغک معمولی چون گونه ی همه چیز خوار است میتواند از طیف وسیعی از منابع استفاده کند حال آنکه چکاوک رژیم محدودتری دارد  یاشاید مکانیسم های دفاعی آنها میتواند عامل بعدی باشد که به نسبت در کلاغ بیشتر رشد کرده است یا شاید به دامنه بردباری این دو گونه نسبت به تحمل شرایط محیط فیزیکی وشیمیایی، همچنین نحوه ی زندگی افراد که میتونه گروهی یا فردی باشه،  یا میتواند به نحوه ی پراکنش  صیادان آنها ربط داده شود که باز آنها هم محدودیت های زیستگاهی و غذایی خود را دارند  ویا .... شما چی فکر میکنید ؟ 

یه درودل:ای کاش این شرایطو داشتیم که هرچه سریعتر این روابطو کمی میکردیم   

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم اسفند 1390 توسط زهرا بنجخی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ