سفر به منطقه بهرام گور در استان فارس
گفته بودم اگه وقت کنم از سفرهای که به مناطق داشتم برا شما مینویسم . از اولینش شروع میکنم باور کنید حالا بعد از چند سال وقت کردم مطالب را پیدا کنم وبنویسم منو به خاطر جمله بندی بدم ببخشید
ساعت 3 بعد از ظهر روز جمعه 7/10/86 از اموزشکده محیط زیست کرج به سمت ترمینال آرژانتین تهران راه افتادم اولین سفری بود که با قصد مطالعه حیت وحش می رفتم . ساعت 8:45 ازتهران به سمت شیراز که منطقه حفاظت شده بهرام گور در مرزهای شرقی آن قرار داشت حرکت کردیم صبح روز بعد شیراز بودیم صبحانه خوردنمان بیشتر از زمان معمول صبحانه خوردن بود در هر صورت از شیراز که به طرف شهرستان نیریز حرکت کردیم چشمم ثانیه ای داخل اتوبوس نبود در حال دیدن مناظر اطراف بودم دوست داشتم همه چیز را ببینم اولین چیزی که برایم بسیار جالب بود دریاچه مهارلو بود شمال دریاچه با کوههای محصور شده بود و مرز جنوبی آن جاده شیراز – نیریز بود چشمم را در سطح دریاچه می گرداندم که شاید پرنده ای ببینم خوب با اینکه من دوست داشتم ساعتی را اطراف دریاچه بگذرانم اتوبوس بی خبر از این موضوع به سرعت از کنار دریاچه در حال گذر بود . ساعت 1 بعد از ظهر به دریاچه بختگان رسیدم اگه اینجا دریاچه است پس آبش کو! شندیدید میگن طرف اینقدر بدشانسه که پا به دریا بذاره دریا خوشک میشه شاید من همون آدمم ! ولی نه مثل اینکه جریان چیز دیگری است آقای اسلامی اظهار نارحتی می کند که دریاچه بختگان خشک شده . تازه فهمیدم دلیل خشک شدن بختگان بدشانسی من نیست بدشانسی هزاران پرنده آبزی است که این دریاچه مامن آنها بود ه است . چه زیباست ! این زمین سفید پوش انگار برف باریده . این را از من داشته باشید دیگر نگوید دریاچه بختگان بگید شوره زار یا نمک زار بختگان یه چیزی مثل اینا.
ساعت 1:52 با اولین محدوده های منطقه رسیدیم و 9 دقیقه بعد جلوی در ورودی پاسگاه بهرام گور بودیم . درقفل بود کلی منتظر ماندیم تا یک ناجی پیدا شود و مار را از بلا تکلیفی نجات دهد و نهایتا آقا آرش محیط بان خوش اخلاق بهرام گور شد ناجیمون کلید پاسگاه را به ما داد رو رفت . سوالات زیادی داشتم که هر زمان فرصتی می یافتم از بچه های محیط بان می پرسیدم به من گفتند که شبها گور خرها میاند جلوی پاسگاه اونجا تنها آرزوم دیدن گور خر بود ولی اون شب هیچ گور خری اطراف پاسگاه نیامد . صبح روز بعد با این امید ، زود از خواب بیدار شدم که وحوش منطقه را ببینم خوب شانس با من یار بود یک آبشخور پای تپه های نزدیک پاسگاه بود چند تا جبیر برای آب خوردن اومده بودند . ساعت8:14روز یک شنبه با آقای محمد حسینی به داخل منطقه رفتیم اولین برخوردمان به وحوش مربوط به کبکهای بود که برای آب خوردن اطراف آبشخور بودند 8:21 با دسته های تیهو و8:36 پاسگاه ده وزیر بودیم که روی یک تپه ساخته شده بود دشت دیشب باران خورده بود بوی دشت باران خورده را نمیدونم استشمام کرده اید ولی هر شخصی را مست میکنه چه برسد به طبیعت دوستان که من یکی از اونام . جالب اینکه نیروهای اینجا از وجود یوز حرف میزنند آقای محمد حسینی مگوید خودش یوزی را در زیر یک درختچه دیده !
به سمت گورهای که از فاصله دو چون لکه های زردی نمایان بودند حرکت کردیم ساعت 9:01 دو گله گور بر روی تپه ای دیده می شوند یک گله هم پایین تر است جمعا 37 راسی می شود لحظه حیرت آوری است گوری ایرنی یکی از نایابترین جاندران روی کره زمین است و من در برابر چشمانم 30-40 راس ازآنها را می بینم در فاصله 100 متری ما ایستادند و به ما نگاه می کنند. نهایتا گورها تحریک شند و از ما دور شدند. ساعت 9:16 دوباره به یک گله 11 تای گور رسیدیم دیگر توقف نکردیم به راهمان به طرف آبشخور بعدی ادامه می دهیم کنار آبشخور یک درخت بنه قرار داره یک پرنده شکاری هم روی تپه مجاور نشسته احتمالا دونبال چیزیه که بتونه بخورتش خوب خیالمون راحته که ما غذاش نیستیم . همین لحظه یک عالمه کبک از بالای درخت بنه بیرون پریدند که از ترس پرنده شکاری لابلای شاخه های درخت پنهان شده بودند . به طرف چشمه بعدی حرکت می کنیم دشت بزرگی برابرمان نمایان می شود گور خر 12 تایی می شدند کنار چشمه که رسیدیم بیچاره کبکها نمیدونم آب خوره بودند یا نه مدتی اطراف چشمه را گشتیم و راه برگشت را پیش گرفتیم زیباست واقعا این دشت چقدر گور خر دارد گور ها در طرفین ماشین می دوند آقای محمد حسینی می گویید اینها عادت دارند که بدوند واز جلوی ماشین رد بشوند رفتار عجیبی است خوب با این کار باعث میشند ما راحتر واز نزدیکتر ببینیمشون چشمان زیبای گور را باید وصف کرد که من نمی توانم ما را تا انتهای دشت همراهی کردند چه مهمان نوازان خوبی بودند یه حساب سر انگشتی میگه ما 250 گور دیدیم باورتون میشه ؟ کسی چه میداند شاید در آینده کسی نتواند حتی یک گور ایرانی زنده ببیند
ادامه دارد ... گشت و گذار در منطقه و جریان دیدن کفتار از فاصله نزیک که خوب شانس زیادی می خواهد و خوردن به تاریکی در منطقه ای نا آشنا و .........
یه عکس از گور خر هم ببینید بد نیست
![]()
منبع عکس:http://isdle.ir